اخلاق و سیاست
در صحنه از فیلم کتاب خوان ، آنجا که استاد حقوق به دانشجویان در حال جدال خود می گوید : " آدمیان گمان می کنند که جوامع با اخلاق اداره می شود اما آنچه جامعه را اداره می کند نه اخلاق که قانون است " ، قانونی که ناظر بر همه فعالیت های آنهاست و ناشی شد از عقل آدمی است . صحنه جاری سیاست ما در حال حاضر بیش از هر زمان دیگر نیازمند دوری از احساس و به کار گیری عقل است .
انقلاب در کنار تمامی وعده هایی که به ایرانیان داده بود خواستار تشکیل یک جامعه اخلاق گرا را نیز شده بود و همین باعث شد که کار سیاست به مبلغان اخلاق سپرده شود و از آن زمان که متر و معیار شایستگی افراد نه کارنامه و توان و تخصصشان که هر یک دارای معیار و متری ست و قابل سنجش بلکه پایبندیشان به اصول و اخلاقیات شد که هیچ کدام را معیاری برای سنجش نیست ، نهضتی شروع شد که هدفش نه انسانی کردن درون آدمیان بلکه اخلاقی کردن چهره آنان است و در نهایت آن شد که همگان دیدیم و می دانیم ، هر کس در جای خدایی نشست و به قضاوت بندگان خدا پرداخت . با روی کار آمدن دولت نهم و گسترش بیش از پیش این مسئله در جامعه ، آرام آرام تفکری در جامعه مان در حال گسترش است که سیاست را باید به سیاستمداران سپرد ، آنها که بی ادعایی از حوزه اخلاق که سراسر با تکیه بر قدرت عقل دانش آدمیان در پی بهبود زندگی آدمیان اند و حراست از حوزه اخلاق را نه در مقام دولت که در نهادی دیگر پیگیری کرد . اقدام اخیر آقای خاتمی بی توجه به تفاوت های آشکار ایشان و آقای موسوی حرکتی است در خلاف جهت این مسیر . حرکتی است در راستای باز گرداندن اخلاقیات به حوزه ای که عقل در آن کارآمدتر است .
حال چه باید کرد ؟ آنچه در پیشرو است با همه گنگیش ، حاوی یک نکته است که این انصراف اصلاح طلبان را بی کاندیدا کرد ، هم میر حسین مرزی کاملا آشکار با اصلاح طلبان دارد و از بیان این نکته که اصلاح طلب است سر باز می زند و هم مهدی کروبی نمی تواند نماینده مناسبی برای ایشان باشد و این همان لحظه سر نوشت ساز است
به گمانم اکنون زمانی است که باید نشان داد اصلاح طلبی نه راهی برای رسیدن به یک شبه دموکراسی و نه بازی سرسری با قدرت و طعم شیرین تکیه زدن بر صندلی وزارت که راهی است روشن برای رسیدن به آرمانی روشن ، یعنی دموکراسی .
1 فروردین 1388
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر