۱۳۸۸ خرداد ۸, جمعه

خطابی با مردم

این نامه ای است خطاب به مردم شریف ایران . بخوانید و برای دوستان بفرستید

کشور در شرايط سخت و حساس تاريخی خويش يکبار ديگر فرزندان پاک‌نهاد خود را به ياری می‌خواند.
بررسی اوضاع اقصادی، سياسی، اجتماعی و فرهنگی از جهات مختلف نگران‌ کننده است. حقوق اساسی ملت، آزادی‌های عمومی و خصوصی شهروندان، حق آزادی بيان و قلم و مطبوعات به‌عنوان رکن چهارم دموکراسی و ديده‌بان حقوق شهروندان در برابر حکومت ، در وضعيت تجاوز قرار دارد .

در چنين شرايطی ضروريست سريعاً برای مقابله قانونی با اين نگرانی‌ها ، تجاوزها و نيز تلاشهايی که اخيراً به منظور يکسره کردن سرنوشت انتخابات پيش‌رو در دور اول و به نفع تندروی‌های چهارساله اخير صورت پذيرفته ، اقدامی همگانی انجام شود . مدنی‌ترين و کم‌هزينه‌ترين اقدامی که کنشگران دموکراسی‌خواه در کوتاه مدت می‌توانند انجام دهند تشويق مردم به بالا بردن ميليونی آراء مخالفان بنيادگرايی است ، تا آراء سازماندهی‌‌شده‌ی تندروها نتواند در دور اول انتخابات نصف بعلاوه يک رأی‌ها را از آن خود کند .

بنابراين تمامی تلاش انديشه‌ورزان و مصلحان جامعه آن است که با رفتاری مدنی و ضمن پرهيز از هرگونه خشونت ، در جهت پاسداری از حق آزادی بيان و مطبوعات ، به منظور تلاش برای اصلاح امور اقتصادی و معيشتی جامعه ، با تأکيد بر رعايت حقوق بشر و برای توسعه همه جانبه کشور مشارکتی بسيار گسترده را پی گيرند . اينک گاه آن فرا رسيده است که گامی فرا پيش نهيم و فلک را سقف بشکافيم و موجی” نو دراندازيم .

بر اين اساس ، ما امضاکنندگان اين بيانيه به منظورخروج از وضعيت بسيارنگران‌کننده‌ی چهارسال اخير ، هم‌ميهنان خويش را به حضور مثبت در انتخابات رياست جمهوری فرا می‌خوانيم و انتظار داريم با رأی خويش به يکی از نامزدهای اصلاح‌طلب ممکن ( کروبی يا موسوی ) گامی برای تغيير فضای موجود و ايجاد آمادگی برای توسعه و رسيدن به ايرانی پيشرفته، آزاد و آباد بردارند .

8 خرداد 1388


حميد احراری/ طاهر احمدزاده/ بابک احمدی/ ابوالفضل بازرگان / پروين بختيارنژاد/ محمد بسته‌نگار/ محمدحسين بنی‌اسدی/ بهزاد بهزادی/ محمد بهزادی/ مسعود بهنود/ حبيب‌الله پيمان/ مسعود پدرام/ مصطفی تنها/ غلامعباس توسلی/ محمد توسلی / مجيد تولّايی/ رضا تهرانی/ علی حکمت/ عليرضا رجايی/ تقی رحمانی/ حسين رفيعی/ عبدالعلی رضايی/ رضا رئيس طوسی/ محمدرضا زهدی/ احمد زيدآبادی/ عزّت‌الله سحابی/ نسرين ستوده/ سيدمحمد سيف‌زاده/ عيسی سحرخيز/ حسين شاه‌حسينی/ ماشاء‌الله شمس‌الواعظين/ احمد صدر حاج‌سيدجوادی/ هاشم صباغيان/ عباس صفايی‌فر/ کيوان صميمی/ اعظم طالقانی/ رضا عليجانی/ محمود عمرانی/ حسين قاضيان / نظام‌الدين قهاری/ مرتضی کاظميان/ محسن کديور/ نرگس محمدی/ بدرالسادات مفيدی/ وحيد ميرزاده/ سعيد مدنی/ مينو مرتاضی لنگرودی/ محمودنکوروح/ ناصرهاشمی/ حسن يوسفی اشکوری/ ميرمحمود يگانلی/ ابراهيم يزدی

۱۳۸۸ خرداد ۴, دوشنبه

پاسخ به یک دوست

چندی پیش یکی از دوستان که مطالب نوشته شده در این بلاگ را خوانده بود ، تماسی گرفت و در حین احوالپرسی ، به نصیحت پرداخت و با بر شمردن حضور و نظارت شورای نگهبان ، نبود آزادی و عدم تطبیق انتخابات ایران با معیار های جهانی ، شرکت در این انتخابات را احمقانه و رای آری به همه این ایرادات دانست و در نهایت با تمسخر مرا در برابر این پرسش قرار داد که به راستی می خواهم از میان میر حسین موسوی و مهدی کروبی یکی را برگزینم ؟ آنچه در زیر می خوانید چگیده ایست از آنچه در جواب گفتم . از آنجا که عدم شرکت در این انتخابات را خطرناک می دانم بر آن شدم آن جواب را در اینجا بگذارم ، برای همه آنها که چنین نظری را دارند :

انتخاب قشنگی نیست ، انتخاب بین میر حسین موسوی و مهدی کروبی . لاقل با آرزوهایمان جور در نمی آید . اما کاری نمی توان کرد ، وقتی حضور هر روزه گشت ارشاد در سطح شهر ها خرخره ات را دارد می جود و مواجه با مامورانش روزت را که هیچ ، هفته و ماه و سال و چه بسا کل زندگیت را خراب و سیاه می کند ، وقتی صفحه های نیازمندی روزنامه ها ، هر روز تعداد دعوت به کار کمتری را منتشر می کند و تو هر روز شاهد مشکلات اقتصادی بیشتری هستی ، وقتی رکسانا صابری از بازگشت به میهنش آمریکا ، که سرزمین انسانهای آزاد می خواندش ، ابراز شادمانی می کند و تو را به یاد همه چیزهای نداشته ات می اندازد ، وقتی یاس نو در بهار کم برگ و خزانوار آزادی در ایران ، نیامده پر پر می شود و وقتی احمدی نژاد تیشه برداشته به برکندن همین اندک های باقیمانده ، تو به یاد فیلم های راز بقا می افتی و این که برای ماندن ، برای حفظ حداقلترین حداقل هایت ، برای امکان زیست بودن این کشور باید کاری بکنی و آن کار ، آن تلاش برای بقا ، خرج تنها ابزار مانده در دستت برای دفاع ، یعنی همان برگه رای است .

می گویند عرصه سیاست عرصه باید ها ونباید ها نیست ، بلکه عرصه هست ها و نیست هاست . احمدی نژاد یک هست است ، شورای نگهبان یک هست است ، نظارت استصوابی یک هست است و وجود آزادی ، رفاه ، انتخابات آزاد ، پیشرفت و از همه مهمتر آرامش یک باید و تا رسیدن به آن باید ، تا هر یک از آن باید ها به یک هست تبدیل شود باید با شرایط موجود ساخت ، باید در درون شرایط موجود تلاش کرد تا تهدید ها کمتر شود ، باید مانند آن جانور ضعیف در فضای وحشی سیاست امروز ایران ، به دنبال راهی برای بقا گشت . جدال امروز نسل ما با بسیاری ، جدال بر سر بقاست ، نمی شنوید صدای چکمه های آنهایی که دارند می آیند و به گرفتن همین اندک های باقیمانمده می اندیشند . نگاه کنید به همه مشکلات موجود و به خامی بسیاری که چهار سال پیش ، بعد از آمدن این دولت جاده آزادی را یکطرفه می خواندند . دیدید چگونه در جاده یکطرفه دور زدند و به عقب برگشتند . واقعیت آن است که آنچه در چهار سال گذشته توانست در برابر اقدامات آقای احمدی نژاد بایستد ، جامعه مدنی ایران بود ، همین سه چهار روزنامه و چند سایت خبری نیم بندی بود که داشتیم . چیزی که بعید می دانم بتواند چهار سال دیگر مقاومت کند .

جامعه ایران یک جامعه ایدولوژی زده است ، در جامعه ای که پدیده ساده رای دادن ایدولوژیک و مقدس می شود و گروهی رای دادن را فریضه ای شرعی می خوانند و شادمانانه در هر انتخاباتی شرکت می کنند و در عین حال برای بسیاری همان رای دادن همکاری در همه جنایت ها و نابسامانی های گذشته و موجود تعبیر می شود و گناهی نابخشودنی و هیچکدام هم حاضر نیستند این برگه رای ساده را از شکل اسطوره ای خود خارج به یک ابزار سیاسی ساده با قدرت یک پنجاه میلیونیم اراده سیاسی یک کشور تغییر دهند و تازه پا را از این هم فراتر گذاشته و برآنها که رای دادن را به مثابه امری سیاسی واجد شرایطی می دانند که اگر ایجاد شود باید رای داد وگرنه نه ، می تازند ، نمی توان به تغییر و بهبود فضا چشم دوخت . از درون چنین فضایی هیچ چیز جز رادیکالیسم بیرون نمی آید و هیچ چیز جز رادیکالیسم نمی تواند در نابود کردن همین اندک داشته هایمان با ادامه حضور آقای احمدی نژاد در کاخ ریاست جمهوری برابری کند .

انتخاب بین میرحسین موسوی و مهدی کروبی انتخاب قشنگی نیست . نه به آن دلیل که هر کدام در کارنامه سیاسیشان سیاهچاله هایی را دارند که می توان با آن همه دوران سیاسیشان را زیر سئوال برد ، بلکه از آنروی در نمایندگی بخش های محذوف جامعه ایران کم کارند و گرنه در دوران فعالیت سیاسی همه آنها که امروز تجربه انقلاب را پشت سر گذاشته اند آنقدر جای سئوال هست که اگر بخواهید پاکان را جدا کنید از تعداد انگشتان یک دست فراتر نمی رود . در ثانی تغییر و تحول از آن فضای احساسی دهه پنجاه وشصت تا این فضای احساسی - عقلانی دهه هشتاد و آستانه نود آنقدر زیاد است که نمی توان کسی را بخاطر آنچه سی سال پیش گفته محکوم کرد . پرونده بنیاد شهید ، اعدام های سال شصت وهفت ، انقلاب فرهنگی در یک فضای عادی قابل بررسی است اما مشکل امروز ما نیست ، مشکل امروز ما ، کسانی هستند که نه در دهه شصت بلکه در آستانه دهه نود ، یعنی همین امروز ، پرونده های عظیم اقتصادی دارند ، به اعدام های گسترده می اندیشند و از انقلاب فرهنگی دوم سخن می گویند .

دوران چهار ساله مدیریت آقای احمدی نژاد برای مردم ایران و مسئولان دولت اصلاحات درس های فراوانی داشت . به گمانم به مردم آموخت که اگر چه رئیس جمهور خوب ، با این ساختار نمی تواند کشور را بهشت کند ، اما یک رئیس جمهور بد می تواند کشور را به جهنم تبدیل کند و در عین حال دوران چهار ساله او و عدم تمکین او به بسیاری از مراجعی که همواره اصلاح طلبان از آنها هراس داشته اند ، خود نشان از بی عرضگی ، ناتوانی و عدم پایمردی اصلاح طلبان در حل مشکلات کشور در زمان اصلاحات و پیشبرد گفتمان اصلاح طلبی است . این دو درس به بهای گزافی بدست آمد . به بهای چهار سال ریاست جمهوری احمدی نژاد ، امیدوارم آنرا بکار گیریم .

4 خرداد 1388

۱۳۸۸ خرداد ۲, شنبه

سه ایراد فضای انتخاباتی موجود

حکایت غریبی است این دوره از انتخابات ریاست جمهوری . وقتی می خواهید دلیل بیاورید برای شرکت در این دوره دلیلتان می شود نماندن احمدی نژاد و زمانی هم که می خواهید از ایرادات این دوره بگویید لاجرم در می یابید از میان سه ایراد دو تایش به سبب حضور ایشان است . از این رو می توان گفت انتخابات این دوره با نام آقای احمدی نژاد گره خورده است و پس لرزه هایی است از چهار سال مدیریت ایشان در راس قوه اجرایی مملکت . همین جا بگویم ایراداتی که در زیر به آنها پرداختم فارغ ایراداتی است که ناشی از ساختار سیاسی ایران و قانون اساسی می باشد . از آن قسم ایرادات آنقدر وجود دارد و آنقدر پیدا است که نیازی به گفتن نیست ، بر همگان آشکار است . آنچه در زیر است ایراداتی است که در این دوره پیش آمده یا پر رنگتر شده است و خاص فضای موجود است :

1 رای آوری کاندیدا ها : افزایش بیمناکان تمدید دوران ریاست جمهوری رئیس دولت کنونی باعث شده بسیاری دلیل روآور بودن کاندیدایی مشخص را یکی از اصلی ترین دلایل حمایت از کاندیدایی خاص بدانند ، این کار نه تنها حرکتی رو به عقب در فضای سیاسی ایران است بلکه از لحاظ حقوقی بی اعتبار است . طبق قانون اساسی کشور در انتخابات ریاست جمهوری ، پیروزی در دور اول نیازمند کسب اکثریت مطلق آرا ( پنجاه درصد به علاوه یک رای ) است ، حال آنکه در دور دوم اکثریت نسبی آرا ( کاندیدا با رای بیشتر برنده انتخابات است ) کفایت می کند . بر این اساس برای رفتن آقای احمدی نژاد از ساختمان پاستور مخالفان ایشان مجموع آرای سه کاندیدای دیگر باید حداقل نیمی از آرا را کسب کنند تا آقای احمدی نژاد یک رای بیش از نیمی را بدست نیاورند . فرقی ندارد این نیمی از آرای کل که مخالفان بدان نیازمندند در میان این سه کاندیدا پخش شود یا در میان سی کاندیدا . از طرفی دیگر و به همین دلیل اجماع در این شرایط نیز کار درستی نیست چون ممکن است باعث ریزش آرا و در نتیجه با توجه به ثابت بودن آرای آقای احمدی نژاد سبب کوچک شدن مخرج این کسر شود ، که حاصل آن ادامه دوران ریاست ایشان است .

ممکن است خوشبینان بگویند که ما می توانیم در دور اول با رسیدن به اجماع و ایستادن در پشت کاندیدای رای آور پیروز شویم . پاسخ من به ایشان این است که اینگونه نیست ، به هر صورت آقای احمدی نژاد چهار سال در این مملکت رئیس جمهور بوده و از طرفی حمایت آشکار مسئولان عالی رتبه نظام را نیز دارد . این تصور که بتوان ایشان را در دور اول شکست داد ، با این دو کاندیدا تصور خامی است .

بدبینان از تقلب در انتخابات می گویند و اینکه قانون انتخابات به آن شکل که در قانون آمده اجرا نمی شود و امکان پایین و بالا کردن آرا وجود دارد . باید در جواب ایشان گفت پس این کمیته صیانت از آرا برای چه بوجود آمده ، هر که می خواهد هر چه بگوید بگوید شما این کمیته را بکار اندازید و در ثانی کاندیدایی که نتواند از حق واضح خود دفاع کند ، شکایت خود را به خدا برد ، چگونه می تواند از حقوق عموم شهروندان دفاع کند .

2 داشتن مواضع صرفا سلبی : ایرادات و شکست های آقای احمدی نژاد آنقدر زیاد است و آشکار ، که اگر از امروز بخواهیم درباره آن صحبت کنیم ، تا روز سرکار آمدن دولت دهم نیز موضوع برای بحث داریم . این حجم عظیم شکستها در دل بسیاری هوس سلبی حرف زدن را ایجاد کرده است . در زمانه انتخابات ، بخصوص آن هم زمانی که رئیس جمهور موجود در یک طرف این جدال است ، بر شمردن ایرادات موجود و نشان دادن دلایل نفی وضعیت موجود از اصلی ترین مباحث کاندیداهای رقیب است . اما تقلیل مسائل به مواضع سلبی و عدم ارائه برنامه به عنوان سندی برای سنجش کاندیدا ها از ایرادات موجود در پاره ای از کاندیدا هاست .

انتخابات ریاست جمهوری در فضای بسته ایران از آن جمله زمان هاست که می توان با فرا رسیدن آن سطح شعور و بینش عمومی را افزایش داد و به جای بالا بردن بیهوده مطالبات ، مطالبات موجود را عمیق و در عین حالا واضح و مشخص کرد . آگاهان جامعه باید مواضح و برنامه های کاندیدا های موجود را از مسائل کلی و غیر قابل اثبات به مواضح عینی و قابل بررسی تغییر دهند تا بتوان در فرصتی دیگر که به بررسی کارنامه کاندیدای موجود می پردازیم ، متر و معیار مشخصی برای سنجش میزان موفقیت او داشته باشیم .

3 نقد نکردن : من واقعا نمی دانم در مناظره انتخاباتی که قرار است بین آقای کروبی و موسوی برگزار شود چه چیزی قرار است گفته شود . اگر چه امروز معتقدم پایگاه نظری هواداران این دو کاندیدا متفاوت است و این می تواند دلیلی باشد برای گرایش به یک از این دو . اما عدم نقد و بررسی دیگری در سخنرانی های هر یک از دو طرف به شدت مضحک است . درست است که دو کاندیدا از لحاظ مواضح شخصی بسیار به هم نزدیک هستند ، اما با تلاشی که اطرافیان آقای کروبی انجام داده اند ، امروز این دو ، نماینده دو پایگاه سیاسی متفاوتند . به اعتقاد من نقد کارنامه آقای احمدی نژاد کافی نیست باید به نقد همدیگر هم بپردازند ، لزومی ندارد این نقد به دعوا برسد و گفته شود آنچه در میان سروش و دولت آبادی گفته شد . می توان در محیطی آرام و مدنی به طرح تفاوت های موجود و واقعی پرداخت تا سطح این انتخابات را از انتخاب دو خصوصیت متفاوت اخلاقی به انتخابات دو نگرش متفاوت نسبت به مدیریت کلان کشور افزایش داد .

این سه ایراد آن چیزی است که از سوی بسیاری از اصلاح طلبان افزوده شده و چون هنوز عمیق نشده می توان با آن مقابله کرد . بسیاری انتخابات را بهار آزادی می دانند و بسیاری امیدوارند با ایجاد فضایی مناسب و بحث وتبادل نظر می توان عمق شعور سیاسی جامعه را افزایش داد . این افزایش شعور سیاسی با رجوع به عقلانیت و گریز از احساسی کردن فضا شکل می گیرد ، مسئله ای که در نوع خود یکی از ایرادات این فضاست .

2 خرداد 1388