۱۳۸۷ اسفند ۱, پنجشنبه

عروسی تنهایی

در زمانه ای که به واسطه این همه ارتباطات ، فرهنگ های کوچکتر در فرهنگ های بزرگ تر ادغام می شوند و آرام آرام همه این هفت میلیارد انسان به هم شبیه می شوند ، در زمانه ای که به واسطه گسترش تکنولوژی و دستاورد های بشری تغیرات جز هر روزه زندگیمان شده است و از آن گریزی نیست ، در زمانه ای که به واسطه این همه رسانه ، از اینترنت و ماهواره گرفته تا روزنامه و کتاب ، همه با هم و در یک جهت در حال تغییر هستیم ، فیلم جدید دیوید فینچر می تواند تلنگری باشد برای آنها که جور دیگر تغییر کردن را می پسندند و البته این هشدار که گاهی عادی بودن خود بزرگترین شانس یک انسان است .

بنجامین باتن روایت زمان است ، فیلم که با رویای پدری ساعت ساز آغاز می شود که پسرش را در جنگ از دست داده و ساعتی می سازد که برعکس بچرخد . به این امید که این ساعت ، زمان را برای او نیز معکوس کند و پسر کشته شده را به زندگی باز گرداند . اما ساعت ، جادوی دیگری می کند ، زمان را برای بنجامین باتن برعکس می کند ، کودکی که در همان سالها بدنیا آمده ، زندگی را به طریقی دیگر تجربه می کند ، از پیری به کودکی .

روند عجیب زندگی بنجامین باتن ، عشق او و دیزی که اغلب زمان ها به خاطر روند معکوس زندگی بنجامین باتن بیشتر حکایت فراغ است تا وصال و تنهایی همیشگی بنجامین ، همه و همه یادآور این نکته است که اگر چه همراه شدن با روند تغیرات جهانی گاهی شبیه حرکت یک گله گوسفند است ، اما گاهی شاید مرگ دست جمعی عروسی باشد .

1 اسفند 1387

هیچ نظری موجود نیست: