۱۳۸۷ آذر ۲۷, چهارشنبه

مرغ بی پرواز

بخوان ای مرغ بی پرواز

بخوان کز خواندت مردم نشاط جاودان گیرند .

در این وادی ، در این اقلیم گویی مردمان خفتند .

بخوان شاید که برخیزند

بخوان شاید که کرکس ها از این اقلیم بگریزند .

بخوان ای مرغ بی پرواز

تو را گر بال و پر بستست

چه غم زیرا زبان باز است

که آوازت در این خاموش گوش

خودش شکلی ز پرواز است

مرا گر دیدگان بستست

مرا گر هوش ، کرکس ها بدزیدند

بخوان شاید که بیدارم کنی روزی

بخوان شاید که برخیزم

آناهیتا

آبان 1384

هیچ نظری موجود نیست: